﻿

1
00:00:03,261 --> 00:00:21,249
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">مای موویز</font>   <font color="Orange">MyMoviz</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

2
00:00:21,273 --> 00:00:31,261
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">مای موویز</font>   <font color="Orange">MyMoviz</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

3
00:00:37,164 --> 00:00:47,164
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">مای موویز</font>   <font color="Orange">MyMoviz</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

4
00:00:52,015 --> 00:01:02,015
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">مای موویز</font>   <font color="Orange">MyMoviz</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

5
00:01:10,653 --> 00:01:12,113
‫ظرف غذا رو بذار و برید

6
00:01:25,126 --> 00:01:28,170
‫عموم گفت بابتِ کلکی که بهت زدم،
‫ازت دلجویی کنم

7
00:01:28,213 --> 00:01:29,839
‫عموت کیه؟

8
00:01:29,881 --> 00:01:31,341
‫شاهزاده بیلور

9
00:01:31,341 --> 00:01:33,009
‫وارثِ تاج‌وتخت آهنین

10
00:01:36,221 --> 00:01:38,932
‫- نمی‌خواستم دروغ بگم
‫- بله، ولی گفتی

11
00:01:38,973 --> 00:01:41,851
‫درباره‌ی همه‌چی، اول از همه اسمت

12
00:01:41,893 --> 00:01:43,686
‫تا حالا اسم شاهزاده اِگ به گوشم نخورده

13
00:01:43,728 --> 00:01:46,189
‫- مخففِ اِگانه
‫- آها، آره

14
00:01:46,782 --> 00:01:48,325
‫هم‌نامِ اِگانِ فاتحی؟

15
00:01:49,150 --> 00:01:51,360
‫در کل چندتا پادشاه اِگان داشتیم؟

16
00:01:51,402 --> 00:01:54,280
‫چهار, چهارتا اِگان

17
00:01:59,164 --> 00:02:00,590
‫حالا قصدونیّتت چی بود؟

18
00:02:01,633 --> 00:02:02,949
‫می‌خواستی دستم بندازی؟

19
00:02:04,124 --> 00:02:06,395
‫این شوالیه‌ی آواره‌ی هالو رو
‫سنگِ روی یخ کنی؟

20
00:02:06,668 --> 00:02:10,018
‫نه، قرار بود ملازمِ دیرون باشم

21
00:02:10,043 --> 00:02:11,589
‫داداش بزرگمه

22
00:02:11,631 --> 00:02:13,758
‫یه شوالیه‌ی دوزاری و دائم‌الخمر

23
00:02:13,862 --> 00:02:15,780
‫دلش نمی‌خواست توی مسابقات شرکت کنه

24
00:02:18,763 --> 00:02:21,807
‫قصدش این بود تا تموم‌شدنِ مسابقات،
‫تو اون مهمون‌خونه قایم بشیم

25
00:02:21,832 --> 00:02:24,227
‫- موهات رو از تَه زدی
‫- دیرون موهام رو زد

26
00:02:24,252 --> 00:02:26,473
‫لابد دیرون بود که بهم گفت تو اصطبل‌داری؟

27
00:02:27,605 --> 00:02:29,065
‫- نمی…
‫- چی؟

28
00:02:30,817 --> 00:02:32,735
‫نمی‌دونستم کارم اشتباهه

29
00:02:32,735 --> 00:02:34,529
‫معلومه که می‌دونستی

30
00:02:35,545 --> 00:02:36,880
‫واسه همین هم دروغ گفتی

31
00:02:40,585 --> 00:02:42,086
‫اشک‌هات رو پاک کن

32
00:02:45,123 --> 00:02:48,585
‫خیلی حالم گرفته شد
‫وقتی فهمیدم نمی‌تونم برم مسابقات…

33
00:02:48,585 --> 00:02:51,926
‫آخی، مگه ما مُردیم
‫جوجه‌شازده‌مون دلش بگیره؟

34
00:02:54,632 --> 00:02:56,609
‫فقط می‌خواستم ملازم یکی باشم، سِر

35
00:02:56,634 --> 00:02:59,653
‫یه الاغِ بی‌ملازم هم به پُستت می‌خورد،
‫کفایت می‌کرد

36
00:03:01,264 --> 00:03:02,557
‫ببخشید، سِر

37
00:03:03,610 --> 00:03:04,778
‫معذرت می‌خوام

38
00:03:09,564 --> 00:03:12,426
‫از بختِ سیاه منه که به تورِ هم خوردیم

39
00:03:15,241 --> 00:03:16,909
‫تکلیفِ من چی میشه، اِگ؟

40
00:03:18,698 --> 00:03:21,659
‫عموم گفت غذات رو که خوردی،
‫بریم پیشش

41
00:03:21,858 --> 00:03:23,026
‫خب، اشتهام کور شد

42
00:03:23,059 --> 00:03:25,207
‫همین‌جوریش زدم فکِ یه شاهزاده رو آوردم پایین

43
00:03:25,919 --> 00:03:27,942
‫نمی‌خوام این یکی رو معطل نگه دارم

44
00:04:00,218 --> 00:04:01,302
‫بلند شو

45
00:04:05,954 --> 00:04:07,535
‫یه جام برای سِر دانکن پُر کن، اِگان

46
00:04:08,957 --> 00:04:10,488
‫حواست باشه نریزه رو لباسش

47
00:04:13,812 --> 00:04:15,439
‫نمی‌ریزه، سرورم

48
00:04:17,692 --> 00:04:18,910
‫پسرِ خوبیه

49
00:04:19,509 --> 00:04:22,371
‫ملازم زبروزرنگیه, قصدِ بدی هم نداشت

50
00:04:23,312 --> 00:04:24,855
‫دیگه مطمئن شدم

51
00:04:25,021 --> 00:04:27,262
‫بی‌قصدوغرض هم میشه
‫واسه بقیه چاه کَند

52
00:04:28,233 --> 00:04:31,778
‫اِگان وقتی دید داداشش افتاده ‫به جونِ
اون عروسک‌گردان‌ها، ‫باید میومد پیشِ خودم

53
00:04:31,803 --> 00:04:34,639
‫- همه‌چی یهویی شد، عمو، من…
‫- در عوض، اومد سراغِ تو، سِر دانکن

54
00:04:34,935 --> 00:04:36,270
‫در حقّت خیانت کرد

55
00:04:39,650 --> 00:04:41,402
‫کاش سِر دانکن میزد می‌کُشتش

56
00:04:42,227 --> 00:04:43,728
‫اِرین برادرته

57
00:04:45,409 --> 00:04:47,793
‫سپتون‌ها هم میگن
‫برادر باید پشتِ برادرش باشه

58
00:04:52,901 --> 00:04:54,340
‫اِگان، دیگه برو

59
00:04:55,070 --> 00:04:56,488
‫اطاعت میشه، سرورم

60
00:05:08,516 --> 00:05:09,973
‫اندازه‌ی یه شوالیه دل‌وجرئت داری؟

61
00:05:11,366 --> 00:05:12,784
‫دست‌به‌شمشیرت چطوره؟

62
00:05:14,022 --> 00:05:16,399
‫فوت‌وفنِ شمشیر و سپر و نیزه‌زنی رو

63
00:05:16,399 --> 00:05:19,668
‫از سِر آرلان یاد گرفتم

64
00:05:26,927 --> 00:05:29,930
‫برادرم میکار چند ساعت پیش برگشت قلعه

65
00:05:31,472 --> 00:05:34,475
‫یه روزِ تموم تا جنوب تاخت و
‫پسرش دیرون رو مَست

66
00:05:34,500 --> 00:05:36,387
‫توی یه مهمون‌خونه پیدا کرد

67
00:05:38,087 --> 00:05:40,089
‫- می‌دونم کجاست
‫- به برادرم گفته

68
00:05:40,114 --> 00:05:42,692
‫یه شوالیه‌ی راهزنِ غول‌تشن
‫اِگان رو به‌زور با خودش بُرده

69
00:05:42,717 --> 00:05:45,303
‫متأسفانه منظورش از شوالیه‌ی راهزن تویی، سِر

70
00:05:45,345 --> 00:05:46,637
‫دروغ میگه

71
00:05:46,679 --> 00:05:49,474
‫من چهار شب پیش از اونجا رفتم

72
00:05:49,515 --> 00:05:52,352
‫یعنی شاهزاده دیرون نرفت ببینه
‫کی داداشش رو دزدیده؟!

73
00:05:52,423 --> 00:05:53,508
‫ظاهراً نه

74
00:05:57,832 --> 00:05:59,667
‫تکلیفِ دختره چی میشه؟

75
00:05:59,692 --> 00:06:01,444
‫ارین جوری داستان رو می‌پیچونه که

76
00:06:01,469 --> 00:06:03,238
‫انگِ خیانت بهش بزنن

77
00:06:03,371 --> 00:06:05,782
‫خیانت؟ با چهارتا عروسک؟

78
00:06:05,823 --> 00:06:07,784
‫اژدها نشانِ خاندان سلطنتیه

79
00:06:07,784 --> 00:06:08,993
‫نمایشِ سلاخیِ اژدها…

80
00:06:09,035 --> 00:06:10,536
‫معلومه بی‌قصدوغرض بوده

81
00:06:10,578 --> 00:06:13,456
‫شاید، منتها آدمِ عاقل دورانِ صلح هم
‫دست به همچین کاری نمی‌زنه

82
00:06:13,456 --> 00:06:16,959
‫اِرین میگه می‌خواستن زیرِ پایِ
‫خاندان تارگرین رو خالی کنن و

83
00:06:16,984 --> 00:06:18,621
‫رعیت رو بشورونن

84
00:06:18,950 --> 00:06:20,786
‫شما باورتون میشه، سرورم؟

85
00:06:22,382 --> 00:06:24,300
‫یه چیزی این وسط مثل روز روشنه

86
00:06:24,300 --> 00:06:26,636
‫تو دست روی خونِ اژدها بلند کردی

87
00:06:26,677 --> 00:06:29,347
‫انگشتِ دختره رو از وسط نصف کرد

88
00:06:29,389 --> 00:06:32,475
‫هر جور هم حساب کنی،
‫زدنِ نوه‌ی پادشاه آخرعاقبت نداره

89
00:06:32,517 --> 00:06:33,976
‫شما بودید، همین کار رو نمی‌کردید؟

90
00:06:34,018 --> 00:06:35,686
‫احتمالاً چرا

91
00:06:35,728 --> 00:06:38,238
‫ولی من شاهزاده‌ی این مملکتم و
‫تو یه شوالیه‌ی آواره

92
00:06:39,565 --> 00:06:41,543
‫مگه سوگندِ همه‌ی شوالیه‌ها یکی نیست؟

93
00:06:44,101 --> 00:06:45,629
‫دفاع از مظلوم؟

94
00:06:56,100 --> 00:06:58,560
‫اِرین فقط با دیدنِ سرِ بُریده‌ی تو آروم می‌گیره

95
00:07:01,311 --> 00:07:04,887
‫من نمیذارم این اتفاق بیفته،
‫ولی از محکمه راهِ فراری نیست

96
00:07:05,340 --> 00:07:06,599
‫دیرون هم که گفته

97
00:07:06,624 --> 00:07:08,410
‫اِگ رو دزدیدی،

98
00:07:08,719 --> 00:07:10,930
‫بعیده محکمه به نفعِ تو پیش بره

99
00:07:10,972 --> 00:07:12,515
‫اگه محکوم بشم چی؟

100
00:07:12,557 --> 00:07:14,574
‫آخرین باری که یکی دست
‫روی خاندان سلطنتی بلند کرد،

101
00:07:14,599 --> 00:07:17,098
‫حکمش قطعِ همون دست بود

102
00:07:17,918 --> 00:07:19,795
‫لگد هم زدی بهش، نه؟

103
00:07:21,536 --> 00:07:22,579
‫آره

104
00:07:25,153 --> 00:07:26,551
‫یه چاره‌ی دیگه هم داری

105
00:07:27,266 --> 00:07:29,811
‫از بهتر یا بدتر بودنش بی‌خبرم

106
00:07:30,082 --> 00:07:33,988
‫پس، دوباره می‌پرسم، سِر دانکنِ بلندقامت

107
00:07:34,259 --> 00:07:37,895
‫وجداناً دل‌وجرئتِ شوالیه‌ها رو داری؟

108
00:07:42,048 --> 00:07:48,332
‫« شوالیه‌ی هفت‌پادشاهی »

109
00:08:06,277 --> 00:08:08,821
‫آم، محاکمه با نبرد

110
00:08:11,511 --> 00:08:12,762
‫حقِ منه

111
00:08:18,004 --> 00:08:19,297
‫من نمی‌پذیرم

112
00:08:20,791 --> 00:08:23,085
‫باید بپذیری

113
00:08:23,085 --> 00:08:26,088
‫هر شوالیه‌ی متهمی حق داره تقاضای نبرد کنه

114
00:08:26,736 --> 00:08:28,824
‫مگه اینکه ادعات رو پس بگیری

115
00:08:34,064 --> 00:08:35,535
‫محاکمه‌ی هفت‌تن

116
00:08:40,176 --> 00:08:42,104
‫این هم حقِ منه دیگه

117
00:08:42,104 --> 00:08:44,090
‫محاکمه‌ی هفت‌تن دیگه چه صیغه‌ایه؟

118
00:08:49,487 --> 00:08:51,754
‫یه‌جورِ دیگه‌ی محاکمه با نبرده

119
00:08:52,949 --> 00:08:56,035
‫قدیمیه و کمتر کسی سراغش رو می‌گیره

120
00:08:56,108 --> 00:08:59,587
‫طریقه‌ی آندال‌ها و مذهبِ هفته که
‫از اون‌طرفِ دریای باریک آوردن اینجا

121
00:09:00,333 --> 00:09:03,252
‫خب، اگه رسمِ آندال‌هاست که…

122
00:09:04,352 --> 00:09:06,963
‫ببخشید، سرورم

123
00:09:06,988 --> 00:09:09,382
‫خدابیامرز خیلی آدم معتقدی نبود

124
00:09:09,969 --> 00:09:13,181
‫محاکمه‌ی هفت‌تن چیه؟

125
00:09:13,679 --> 00:09:16,098
‫آندال‌ها معتقد بودن که جنگِ هفت‌تن قهرمان،

126
00:09:16,138 --> 00:09:19,976
‫هفت‌خدایان رو به وجد میاره و
‫خودشون پا پیش میذارن تا

127
00:09:20,017 --> 00:09:21,907
‫گناهکار رو به سزای عملش برسونن

128
00:09:26,482 --> 00:09:30,570
‫از ترسِ رودَررو شدن با این شوالیه‌ی آواره

129
00:09:30,595 --> 00:09:34,182
‫متوسل شدی به خزئبلاتِ ۶۰۰۰ ساله‌ی آندال‌ها؟

130
00:09:34,403 --> 00:09:35,904
‫- نه
‫- پس چته؟

131
00:09:36,815 --> 00:09:38,985
‫چرا خودت دخلِ این بی‌شرف رو نمیاری؟

132
00:09:41,998 --> 00:09:43,938
‫در حقِ دیرون هم ظلم شده

133
00:09:44,040 --> 00:09:47,368
‫سِر دانکن باید تاوانِ تک‌تکِ جنایاتی که
‫علیهِ ما مرتکب شده رو بده

134
00:09:47,393 --> 00:09:51,016
‫نکنه می‌خواید بذارید
‫شرافتِ تارگرین‌ها رو ببره زیر سؤال؟

135
00:09:51,041 --> 00:09:53,257
‫تو یکی دیگه حرف از شرافت نزن، بچه

136
00:09:53,282 --> 00:09:55,177
‫همه‌ش یه مُشت اراجیفه

137
00:09:55,177 --> 00:09:56,345
‫اراجیفه؟

138
00:09:58,045 --> 00:09:59,421
‫نه

139
00:10:06,611 --> 00:10:10,274
‫ارین داره از حقِ مُسَلمش استفاده می‌کنه,
‫چاره‌ای نیست,

140
00:10:11,274 --> 00:10:13,610
‫سپیده‌دم محاکمه‌ی هفت‌تن برگزار میشه

141
00:10:13,635 --> 00:10:16,758
‫یعنی چی آخه؟
‫باید تکی با هفت نفر مبارزه کنم؟

142
00:10:16,790 --> 00:10:18,368
ادایِ هالوها رو درنیار

143
00:10:18,738 --> 00:10:20,743
‫یعنی هفت نفرِ ما مقابلِ هفت نفرِ شما

144
00:10:21,094 --> 00:10:23,749
‫باید با شیش‌تا شوالیه‌ی دیگه
‫برای مبارزه بیای

145
00:10:23,774 --> 00:10:25,249
‫ولی من که کسی رو ندارم

146
00:10:25,291 --> 00:10:28,829
‫اگه حق با تو باشه،
‫مردهای باغیرت پشتت درمیان

147
00:10:29,631 --> 00:10:32,118
‫اگه هم درنیان، پس لابد گناهکاری دیگه

148
00:10:43,402 --> 00:10:45,008
‫بیا ببینم

149
00:10:54,403 --> 00:10:55,594
‫الدنگ!

150
00:11:00,287 --> 00:11:01,766
‫دیگه می‌تونم برم؟

151
00:11:07,729 --> 00:11:10,219
‫برو دنبالِ مبارز، سِر دانکن

152
00:11:42,118 --> 00:11:43,180
‫وای، پسرها

153
00:11:45,819 --> 00:11:47,297
‫این دفعه گورِ خودم رو کَندم

154
00:11:48,110 --> 00:11:51,043
‫- گمونم فردا روزِ مرگمه
‫- دانک!

155
00:11:51,501 --> 00:11:53,063
‫تویی؟

156
00:11:53,160 --> 00:11:54,610
‫زنده‌ای که

157
00:12:00,531 --> 00:12:02,408
‫ریمون، دمت گرم که هوایِ…

158
00:12:02,433 --> 00:12:03,768
‫گشنته؟

159
00:12:04,932 --> 00:12:06,641
‫- نه، نه خیلی
‫- بیا

160
00:12:08,436 --> 00:12:11,127
‫داشتی با اسب‌هات حرف می‌زدی؟

161
00:12:11,152 --> 00:12:13,863
‫- آره
‫- خل شدی رفت

162
00:12:16,018 --> 00:12:17,413
‫محاکمه‌ی هفت‌تن

163
00:12:17,438 --> 00:12:21,186
‫دانکن، این یعنی جنگِ واقعی
‫با تبرزین و گُرزِ میخ‌دار و نیزه

164
00:12:21,211 --> 00:12:23,430
‫- خودم می‌دونم
‫- من عذرخواهی می‌کنم

165
00:12:23,563 --> 00:12:25,515
‫انگار جنم‌وجُربزه‌ی عموزاده‌ی ما نَم کشیده

166
00:12:25,540 --> 00:12:28,312
‫- خفه شو بابا، من فقط نگرانِ…
‫- این مبارزه بین شوالیه‌هاست، ریمون

167
00:12:28,337 --> 00:12:30,756
‫تو که شوالیه نیستی،
‫یه قطره خون هم از دماغت نمیاد

168
00:12:34,612 --> 00:12:36,656
‫من دیدم اِرین چه بلایی
‫سرِ عروسک‌گردان‌ها آورد

169
00:12:37,631 --> 00:12:40,050
‫شوالیه‌ها سوگند خوردن
‫حامیِ حقِ مظلوم باشن

170
00:12:40,092 --> 00:12:41,579
‫حتی شوالیه‌های آواره

171
00:12:44,266 --> 00:12:45,642
‫من پشتتم

172
00:12:49,439 --> 00:12:51,066
‫ممنونم، سِر

173
00:12:54,106 --> 00:12:57,401
‫- گمونم نباشی بهتره
‫- دلم نمی‌خواد به زبون بیارمش،

174
00:12:57,475 --> 00:12:58,935
‫ولی استفان شمشیرزنِ قابلیه

175
00:12:58,960 --> 00:13:01,758
‫- چی میشه به زبون بیاری؟
‫- شکی درش نیست

176
00:13:01,783 --> 00:13:04,663
‫ولی خاندان اژدها به کسایی که
‫جلوشون دربیان، رحم نمی‌کنن

177
00:13:04,688 --> 00:13:06,023
‫خاندان اژدها؟

178
00:13:07,161 --> 00:13:08,883
‫کو اژدهاهاشون، سِر دانکن؟

179
00:13:10,166 --> 00:13:11,610
‫ما، فاسوی‌ها، خیلی قبل‌تر از

180
00:13:11,635 --> 00:13:14,138
‫اینکه پایِ اینا به سواحلِ ما باز شه،
‫اینجا بودیم

181
00:13:14,658 --> 00:13:17,118
‫شرط می‌بندم بعدِ رفتنِ اینها هم
‫ما اینجا جاپامون قرص و محکمه

182
00:13:18,702 --> 00:13:21,789
‫- دیگه کی با ما می‌جنگه؟
‫- دیگه کسی تو ذهنم نیست

183
00:13:22,968 --> 00:13:26,719
‫شک ندارم پنج‌تا شیرمرد پیدا میشن که
‫بخوان اسم‌شون سرِ زبون‌ها بیفته

184
00:13:27,407 --> 00:13:31,782
‫موندم چرا بدبختی همیشه سهمِ آدم‌های باغیرته

185
00:13:32,188 --> 00:13:34,440
‫ولی وقتی به بن‌بست می‌خورم،

186
00:13:35,124 --> 00:13:37,462
‫می‌بینم همین سربلندیه که واسه آدم می‌مونه

187
00:13:38,989 --> 00:13:40,991
‫از بختِ بلندت، من یه چندتا رفیق دارم

188
00:13:41,016 --> 00:13:43,241
‫سِر لیونل، لرد لنیستر و سِر آتو

189
00:13:43,266 --> 00:13:45,024
‫از خواب بیدارشون کنیم که پاچه می‌گیرن

190
00:13:45,049 --> 00:13:47,172
‫اون‌وقت عین سگِ هار میرن تو میدون

191
00:13:48,369 --> 00:13:51,002
‫تا من هستم، نمیذارم بمیری، سِر

192
00:13:51,767 --> 00:13:52,935
‫بهت قول میدم

193
00:14:16,230 --> 00:14:21,277
‫ریمون، به‌نظرت عموزاده‌ات
‫می‌تونه راضی‌شون کنه؟

194
00:14:21,716 --> 00:14:23,134
‫نمی‌دونم

195
00:14:25,868 --> 00:14:27,424
‫به‌نظرم فرار کنی، سنگین‌تری

196
00:14:27,697 --> 00:14:29,368
‫فرار کنم، نمی‌کُشنم؟

197
00:14:29,792 --> 00:14:31,418
‫مگه الان می‌خوان چیکارت کنن؟!

198
00:14:35,360 --> 00:14:37,908
‫شاید دارم تاوانِ گناهانم رو میدم

199
00:14:38,653 --> 00:14:40,447
‫واسه اینکه مردونگی به خرج دادی؟

200
00:14:43,408 --> 00:14:45,134
‫واسه اینکه پامو از گلیمم درازتر کردم

201
00:14:48,053 --> 00:14:50,264
سِر -
!اِگ -

202
00:14:51,849 --> 00:14:53,185
اینجا چیکار می‌کنی؟

203
00:14:53,934 --> 00:14:56,912
,من ملازمتم، سِر
,بالاخره یکی باید جامه‌ی رزم تنت کنه

204
00:14:58,165 --> 00:15:00,226
پدرت خبر داره از قلعه زدی بیرون؟

205
00:15:00,251 --> 00:15:01,711
خدا کنه نفهمیده باشه

206
00:15:04,778 --> 00:15:07,907
امشب دیگه نا ندارم باز دوباره شلاق بخورم

207
00:15:10,868 --> 00:15:13,388
!تو -
!نه! نه، دانکن، نه -

208
00:15:13,412 --> 00:15:15,473
!وایسا! تو رو خدا

209
00:15:15,497 --> 00:15:16,892
سرت به تنت زیادی کرده؟

210
00:15:16,916 --> 00:15:19,045
!حقته اینو تا دسته فرو کنم تو شاهرگت

211
00:15:19,070 --> 00:15:20,770
بهتر نیست به‌جاش یه جام شراب بدی دستم؟

212
00:15:20,794 --> 00:15:23,879
شراب بخوره تو سرت, شهادت دروغ دادی

213
00:15:24,173 --> 00:15:26,318
خب، وقتی بابام می‌پرسه اِگ کجاست

214
00:15:26,342 --> 00:15:29,212
‫باید یه چیزی سرهم کنم یا نه؟!

215
00:15:29,720 --> 00:15:31,388
تو رو خدا کاریش نداشته باش

216
00:15:34,759 --> 00:15:36,751
بالاتر از سیاهی که رنگی نیست

217
00:15:37,861 --> 00:15:40,289
پدرم می‌خواد به هفت مدعی ملحق شه، سِر

218
00:15:40,314 --> 00:15:43,212
آره خب، چه توقعی داشتی؟
باید آبروی پسرهاش رو بخره

219
00:15:43,237 --> 00:15:45,478
من که همچین چیزی ازش نخواستم

220
00:15:45,819 --> 00:15:48,235
‫آبرو و حیثیت کیلو چنده؟!
‫هر کی آبروم رو بُرده، نوش جونش

221
00:15:48,282 --> 00:15:50,865
,ازش خواستم این کار رو نکنه، سِر
,التماسش کردم

222
00:15:51,659 --> 00:15:54,346
،محض اطلاع، من خطری برات ندارم

223
00:15:54,370 --> 00:15:56,556
سعی می‌کنم تو حمله‌ی اول
از خودم شجاعت و ابهت نشون بدم

224
00:15:56,580 --> 00:16:02,520
ولی بعدش، یه ضربه‌ی درست‌وحسابی
!بزن بغل کلاه‌خودم

225
00:16:02,544 --> 00:16:04,622
جوری که صدا بده، ولی نه اون‌قدر بلند

226
00:16:04,648 --> 00:16:07,109
اومدی اینجا همین رو بگی؟

227
00:16:10,302 --> 00:16:13,073
پدرم به نگهبانان پادشاه هم
دستور داده بجنگن

228
00:16:16,141 --> 00:16:17,695
فقط اون سه‌تایی که اینجان

229
00:16:17,720 --> 00:16:19,138
تو کی‌ها رو پیدا کردی، سِر؟

230
00:16:20,479 --> 00:16:21,897
عموزاده‌ی ریمون

231
00:16:27,987 --> 00:16:31,159
,من می‌تونم آدم جمع کنم، سِر
,شوالیه, از پسش برمیام

232
00:16:31,907 --> 00:16:33,635
من قراره مقابل خانواده‌ات بجنگم

233
00:16:33,659 --> 00:16:36,304
،از پدرم به خوبی محافظت میشه
دیرون رو هم نمی‌کُشی

234
00:16:36,328 --> 00:16:38,288
گفت که، خودش میفته زمین

235
00:16:42,042 --> 00:16:43,419
اِرین چی؟

236
00:16:44,795 --> 00:16:45,963
اون بمیره مشکلی نیست؟

237
00:16:46,964 --> 00:16:48,608
،بچه‌تر که بودم

238
00:16:48,632 --> 00:16:51,319
اِرین شب‌ها میومد تو اتاقم و

239
00:16:51,343 --> 00:16:53,446
چاقوش رو می‌ذاشت لای پاهام

240
00:16:53,470 --> 00:16:55,573
,می‌گفت: «برادر زیاد دارم

241
00:16:55,597 --> 00:16:58,517
,شاید یه شب ببُرمش تا بشی خواهرم
«,بعد هم می‌کنمت زنم

242
00:17:02,980 --> 00:17:04,332
…شرمنده، خیلی

243
00:17:04,356 --> 00:17:06,001
اِگ راست میگه

244
00:17:06,025 --> 00:17:07,794
اِرین خیلی آدم پستیه

245
00:17:07,818 --> 00:17:10,005
تازه، گربه‌ام رو هم انداخت توی چاه

246
00:17:10,029 --> 00:17:13,310
گفت کار اون نبوده، ولی کار خودش بوده -
خیلی‌خب -

247
00:17:14,443 --> 00:17:16,435
خیال می‌کنه اژدهاست تو جلدِ آدمیزاد

248
00:17:16,460 --> 00:17:18,680
برای همین سرِ نمایشِ خیمه‌شب‌بازی
اونجوری از کوره در رفت

249
00:17:18,704 --> 00:17:20,544
چه حیف که از خاندان فاسووی نیست

250
00:17:20,569 --> 00:17:23,591
اونجوری خیال می‌کرد سیبه و
دیگه اینقدر وحشی‌بازی درنمی‌آورد

251
00:17:25,712 --> 00:17:27,219
من باید یواشکی برگردم قلعه

252
00:17:28,088 --> 00:17:29,298
سِر دانکن؟

253
00:17:30,416 --> 00:17:31,728
میشه خصوصی صحبت کنیم؟

254
00:17:50,402 --> 00:17:51,612
خوابت رو دیدم

255
00:17:53,113 --> 00:17:54,615
گفته بودی

256
00:17:56,200 --> 00:17:58,410
توی مهمون‌خونه -
جدی؟ -

257
00:18:00,329 --> 00:18:03,040
خب، خواب‌های من
با خواب امثال تو توفیر داره

258
00:18:04,249 --> 00:18:05,626
همه‌ش درست از آب درمیاد

259
00:18:07,127 --> 00:18:09,898
یه استعدادِ ویژه واسه یه بی‌استعدادِ بی‌عرضه‌

260
00:18:10,008 --> 00:18:12,064
از شوخی‌های چرخِ روزگار

261
00:18:14,051 --> 00:18:15,636
ولی دیدمت، سِر

262
00:18:16,929 --> 00:18:18,097
کنار یه آتیش بزرگ

263
00:18:19,556 --> 00:18:20,808
همراهِ یه اژدهای مُرده

264
00:18:23,268 --> 00:18:28,673
هیولایی غول‌پیکر
با بال‌هایی به عظمتِ این دشت

265
00:18:29,399 --> 00:18:31,503
افتاده بود روی تو

266
00:18:31,527 --> 00:18:34,655
ولی تو زنده بودی و اژدها مُرده

267
00:18:37,991 --> 00:18:39,243
من کُشته بودمش؟

268
00:18:41,954 --> 00:18:43,872
اینش رو نمی‌دونم

269
00:18:45,874 --> 00:18:47,668
ما زمانی اربابانِ اژدهایان بودیم

270
00:18:49,253 --> 00:18:51,856
باورش سخته

271
00:18:51,880 --> 00:18:53,841
حالا همه‌شون مُرده‌ان، ولی ما زنده موندیم

272
00:18:57,469 --> 00:18:58,929
من دلم نمی‌خواد امروز بمیرم

273
00:19:01,723 --> 00:19:03,350
من هم همینطور

274
00:19:07,646 --> 00:19:10,396
شاید بشه گفت من با دروغم
تو رو به کُشتن دادم

275
00:19:10,422 --> 00:19:12,549
اگه اینطوره، عذر می‌خوام

276
00:19:13,944 --> 00:19:16,613
آخر و عاقبتم تهِ جهنمه، می‌دونم

277
00:19:18,949 --> 00:19:20,567
احتمالاً جهنمی عاری از شراب

278
00:19:34,965 --> 00:19:36,758
تو شوالیه نیستی

279
00:19:47,644 --> 00:19:49,271
تو فلوریانِ خنگی

280
00:20:13,545 --> 00:20:14,796
سِر دانکن

281
00:20:15,631 --> 00:20:19,051
،اگه اومدی سراغ سپرت
سپُردش به من

282
00:20:36,944 --> 00:20:38,695
کجا رفت؟

283
00:20:40,572 --> 00:20:41,698
عازم «دورن» شدن

284
00:20:42,866 --> 00:20:44,944
از دل برود هر آن‌که از دیده برفت

285
00:20:45,736 --> 00:20:46,779
خوبه

286
00:21:05,389 --> 00:21:06,890
سپرت لب‌پَر شده بود

287
00:21:08,058 --> 00:21:11,454
فولادش بنجل بود؛ خشک و زنگ‌زده

288
00:21:11,727 --> 00:21:13,270
یه سپر جدید برات ساختم

289
00:21:13,605 --> 00:21:14,832
دو برابر ضخیم‌تره

290
00:21:14,856 --> 00:21:16,525
پشتش هم بند انداختم

291
00:21:18,318 --> 00:21:22,114
سنگین‌تره، ولی مستحکم‌تر هم هست

292
00:21:26,410 --> 00:21:27,911
نقاشی‌اش کار دختره‌ست

293
00:21:30,914 --> 00:21:32,642
ستاره در حال سقوطه

294
00:21:33,549 --> 00:21:35,859
غروب هم خبر از شب میده

295
00:21:37,713 --> 00:21:40,335
روی سپر سراسر نقشِ مرگ نشسته

296
00:21:43,302 --> 00:21:45,523
این درختِ نارون هنوز جون داره، جوون

297
00:21:46,171 --> 00:21:48,163
می‌بینی برگ‌هاش چقدر سبزن؟

298
00:21:48,196 --> 00:21:50,578
شک ندارم این سبزی مال فصل تابستونه

299
00:21:52,073 --> 00:21:54,336
شعر قدیمی که برای سپرها می‌خوندن رو یادته؟

300
00:21:57,378 --> 00:21:59,916
،الا پتکِ آهن و چوبِ بلوط
مرا حفاظ آیید و سدِ سقوط

301
00:22:01,153 --> 00:22:03,635
،وگرنه سرانجام مرا مُردن است
به قعرِ جهنم فرو رفتن است

302
00:22:16,418 --> 00:22:20,916
برای تعویض لبه‌ی سپر و
بقیه‌ی چیزها چقدر باید تقدیمت کنم؟

303
00:22:21,894 --> 00:22:23,145
…برای تو

304
00:22:25,886 --> 00:22:26,970
یه پاپاسی

305
00:23:04,306 --> 00:23:05,307
…شوالیه‌ها

306
00:23:07,499 --> 00:23:08,846
این لطف‌تون رو فراموش نمی‌کنم

307
00:23:08,949 --> 00:23:11,201
طرف حسابِ ما اِرینه

308
00:23:11,765 --> 00:23:13,518
ما هم می‌خوایم حساب‌مون رو صاف کنیم

309
00:23:14,350 --> 00:23:17,040
شنیدم پاتون شکسته -
درست شنیدی -

310
00:23:17,065 --> 00:23:19,127
پام شکسته، نمی‌تونم راه برم

311
00:23:19,815 --> 00:23:23,151
،ولی مادامی که روی اسب باشم
می‌تونم بجنگم

312
00:23:23,568 --> 00:23:26,318
سِر رابین تا آخرین نفس
جان‌نثارِ پادشاهه

313
00:23:26,655 --> 00:23:30,693
،اما زمانی که سلطنت مقابل خدایان قد علم کنه
سِر رابین هم مقابل سلطنت می‌ایسته

314
00:23:32,147 --> 00:23:33,815
از اولش هم می‌دونستم دردسر تو خونِته

315
00:23:35,831 --> 00:23:38,059
هر چقدر ازتون تشکر کنم، بازم کمه

316
00:23:38,083 --> 00:23:40,186
همینطور از سِر استفان که شما رو آورده

317
00:23:40,210 --> 00:23:42,939
…سِر استفان خرِ کیه؟ اون

318
00:23:42,963 --> 00:23:44,857
ملازمت اومد سراغم

319
00:23:44,881 --> 00:23:47,308
قرن‌هاست که دنیا
محاکمه‌ی هفت‌تن رو به خودش ندیده

320
00:23:47,333 --> 00:23:52,020
نمی‌خواستم فرصتِ خونی کردنِ لباس‌های سفید و
خوشگل‌موشگلِ نگهبانانِ پادشاه رو از دست بدم

321
00:24:46,825 --> 00:24:49,881
شش, کلاً ۶ نفرن

322
00:24:49,905 --> 00:24:53,545
امکانش هست اِرین شوالیه‌ی هفتمی
پیدا نکرده باشه که دوشادوشش بجنگه؟

323
00:24:53,631 --> 00:24:55,053
!ریمون

324
00:24:55,078 --> 00:24:56,686
بی‌زحمت کلاه‌خودم رو بیار

325
00:24:58,441 --> 00:25:01,139
سر استفان، پس دوستان‌تون کجان؟

326
00:25:01,412 --> 00:25:03,560
فقط یه نفر دیگه لازم داریم تا بشیم هفت نفر

327
00:25:03,585 --> 00:25:05,295
متأسفانه دو نفر دیگه لازم دارید

328
00:25:09,100 --> 00:25:11,928
من کنارِ شاهزاده اِرین و مدعیان می‌جنگم

329
00:25:17,557 --> 00:25:18,780
…نه، تو

330
00:25:19,983 --> 00:25:21,709
به سِر دانکن گفتی روت حساب کنه

331
00:25:21,873 --> 00:25:24,207
،خب، اگه نقشه‌های سِر دانکن رو خراب نمی‌کردم

332
00:25:24,231 --> 00:25:25,880
شاهزاده من رو لُرد نمی‌کرد

333
00:25:29,115 --> 00:25:31,158
شرفت رو به لُرد شدن فروختی؟

334
00:25:31,891 --> 00:25:33,493
عموزاده

335
00:25:33,646 --> 00:25:36,764
انسان‌های بزرگی رو می‌شناسم که
شرف‌شون رو به کمتر از این فروختن

336
00:25:36,789 --> 00:25:38,874
معامله‌ی دو سر سود بود

337
00:25:40,457 --> 00:25:41,875
اسبم رو بیار

338
00:25:45,418 --> 00:25:46,878
خودت بیارش

339
00:26:08,108 --> 00:26:09,734
باختیم

340
00:26:15,365 --> 00:26:18,201
منو شوالیه کن, خودم میام جای عموزاده‌ام

341
00:26:23,206 --> 00:26:24,666
سِر دانکن، منو شوالیه کن

342
00:26:25,667 --> 00:26:27,603
ریمون، کار درستی نیست

343
00:26:27,627 --> 00:26:28,878
بدون من کلاً پنج نفرید

344
00:26:29,921 --> 00:26:31,798
با پنج نفر نمی‌تونید پیروز بشید

345
00:26:33,967 --> 00:26:36,428
متأسفانه پسرک درست میگه

346
00:26:38,054 --> 00:26:39,991
زود باش، سِر دانکن

347
00:26:40,015 --> 00:26:42,100
هر شوالیه‌ای می‌تونه
یکی دیگه رو شوالیه کنه

348
00:26:56,406 --> 00:26:57,967
تو برو

349
00:26:57,991 --> 00:26:59,826
من ملازم ریمون رو شوالیه می‌کنم

350
00:27:11,165 --> 00:27:15,248
به نامِ خدای جنگجو، تو را فرمان می‌دهم که
در دلیری بی‌همتا باشی

351
00:27:22,265 --> 00:27:26,272
به نامِ پدر، تو را سوگند می‌دهم که
جُز به عدالت نپویی

352
00:27:32,082 --> 00:27:33,983
…به نامِ مادر

353
00:27:35,028 --> 00:27:37,850
تو را مأمور می‌کنم که پناهِ طفلان و
پناهِ بی‌گناهان باشی

354
00:27:50,439 --> 00:27:51,523
سِر دانکن

355
00:27:53,046 --> 00:27:54,717
بیشتر از این درنگ جایز نیست

356
00:27:55,115 --> 00:27:57,918
انگار فقط پنج مبارز داری -
شش -

357
00:27:57,951 --> 00:28:00,071
سِر لیونل داره ریمون فاسووی رو شوالیه می‌کنه

358
00:28:00,095 --> 00:28:01,762
شش‌نفری با شما هفت نفر می‌جنگیم

359
00:28:01,787 --> 00:28:03,574
متأسفانه مجاز نیست

360
00:28:03,598 --> 00:28:05,968
،سِر، اگه شوالیه‌ی دیگه‌ای پیدا نکنید

361
00:28:05,993 --> 00:28:08,366
گناهکار شناخته میشید

362
00:28:11,898 --> 00:28:13,912
سرورم، میشه لطفاً کمی بهم زمان بدید؟

363
00:28:15,193 --> 00:28:16,611
باشه

364
00:28:47,517 --> 00:28:48,727
!سرورانِ من

365
00:28:50,770 --> 00:28:54,512
می‌دونم هیچکدوم سِر آرلان از پنی‌تری رو
به خاطر ندارید

366
00:28:56,502 --> 00:28:57,962
ولی من ملازم‌شون بودم

367
00:29:00,321 --> 00:29:01,823
به خیلی از شماها خدمت کردیم

368
00:29:04,659 --> 00:29:06,119
سر سفره‌هاتون نشستیم

369
00:29:07,245 --> 00:29:09,041
در سرسراهای شما سر به بالین گذاشتیم

370
00:29:14,629 --> 00:29:16,005
ایشون مردِ درست‌کاری بود

371
00:29:18,798 --> 00:29:20,846
راه و رسمِ شوالیه‌ها رو یادم داد

372
00:29:24,460 --> 00:29:27,206
،نه فقط رسمِ شمشیر و نیزه
بلکه شرافت یادم داد

373
00:29:31,127 --> 00:29:33,362
شوالیه، پناهِ بی‌‌پناهانه

374
00:29:34,522 --> 00:29:36,983
من هم… همین کار رو کردم

375
00:29:41,613 --> 00:29:46,339
،من از خونِ سِر آرلان نیستم
اما منش اون رو پیش گرفتم

376
00:29:47,600 --> 00:29:50,061
همونطور که فرزندان‌تون
روزی منشِ شما رو پیش می‌گیرن

377
00:30:02,258 --> 00:30:04,593
چه کسی حاضره شونه‌به‌شونه‌ی من بجنگه؟

378
00:30:21,264 --> 00:30:22,779
!غولِ برَکِن

379
00:30:53,726 --> 00:30:59,077
نکنه اشرافِ وستروس
مردونگی رو بوسیدن گذاشتن کنار؟

380
00:30:59,326 --> 00:31:01,370
!من که باورم نمی‌کنم

381
00:31:06,745 --> 00:31:09,733
!هیچ شوالیه‌ی راستینی بین شما باقی نمونده؟

382
00:31:13,159 --> 00:31:23,159
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">مای موویز</font>   <font color="Orange">MyMoviz</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

383
00:31:23,184 --> 00:31:33,184
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">مای موویز</font>   <font color="Orange">MyMoviz</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

384
00:31:33,474 --> 00:31:35,518
من کنارِ سِر دانکن شمشیر می‌زنم

385
00:31:49,115 --> 00:31:50,950
عقلت رو از دست دادی؟

386
00:31:52,118 --> 00:31:53,512
این مرد به پسرم حمله کرده

387
00:31:53,536 --> 00:31:55,371
این مرد از یه بی‌گناه دفاع کرده

388
00:31:56,873 --> 00:31:58,724
کاری که هر شوالیه‌ی واقعی‌ای باید انجام بده

389
00:31:59,250 --> 00:32:01,854
حق و ناحقش بمونه با خودِ خدایان

390
00:32:01,943 --> 00:32:11,943
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">مای موویز</font>   <font color="Orange">MyMoviz</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

391
00:32:12,037 --> 00:32:22,037
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">مای موویز</font>   <font color="Orange">MyMoviz</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال